به گزارش وقایع دورود در جنگ رسانهای، «ترس» فقط یک احساس نیست؛ یک سلاح است. طراحان عملیات روانی میدانند که انسانِ مضطرب، کمتر تحلیل میکند و بیشتر واکنش نشان میدهد. به همین دلیل، یکی از مهمترین اهداف رسانههای دشمن بویژه در زمان جنگ، ایجاد فضای ترس، ناامیدی و بیثباتی در ذهن مخاطب است.
وقتی رسانه ها و بوق های تبلبغاتی دشمن بهصورت مداوم از بحران، فروپاشی، تهدید، کمبود، ناامنی و بنبست سخن میگوید، در واقع فقط خبر نمیدهد؛ بلکه در حال شکلدادن به ادراک مخاطب هستند. نتیجه این وضعیت، تضعیف قدرت تشخیص، افزایش شایعهپذیری، گسترش اضطراب اجتماعی و کاهش روحیه مقاومت در جامعه است.
ترس، جامعه را دچار «فلج روانی» میکند. در این حالت، افراد به جای تصمیمگیری عاقلانه، دچار عجله، سردرگمی، بیاعتمادی و انفعال میشوند. این دقیقاً همان چیزی است که در عملیات روانی دنبال میشود: جامعهای خسته، نگران، ناامید و آماده پذیرش هر راهحل تحمیلی و از جمله تسلیم.
رسانههای دشمن برای تولید این وضعیت، معمولاً از روشهایی مانند بزرگنمایی قدرت و امکانات خود، تکرار اخبار منفی، بزرگنمایی تهدیدها، استفاده از تیترهای شوکآور، پخش تصاویر هراسانگیز، تحلیلهای یکطرفه و القای آیندهای تاریک استفاده میکنند. در چنین فضایی، حتی شایعه هم میتواند از واقعیت اثرگذارتر شود.
هدف نهایی از این فضاسازی، تغییر محاسبات ذهنی مردم است؛ یعنی مخاطب بهجایی برسد که تصور کند راهی جز عقبنشینی، تسلیم یا پذیرش خواستههای طرف مقابل وجود ندارد. بنابراین، ترس در جنگ رسانهای یک ابزار برای تسخیر ذهنها پیش از تسلط بر میدان واقعی است.
مقابله با این جنگ، نیازمند هوشیاری، سواد رسانهای، مراجعه به منابع معتبر، پرهیز از بازنشر اخبار هیجانی و حفظ آرامش اجتماعی است. هرچه جامعه آگاهتر و مقاومتر باشد، اثرگذاری عملیات روانی کمتر خواهد شد.
در میان عوامل فردی نیز مهمترین عامل غلبه بر ترس دشمن ساخته، اتصال و اتکا به قادر مطلق یعنی خداوند متعال است.
انتهای پیام/












